تبليغاتX
کلبه ی شعر من

کلبه ی شعر من

کلبه ی غم من

فانوس:

فانوس کوچک کوچه را بیتاب کرده
چشم اهالی را کمی بیتاب کرده
وقتی که رفتم در میان کوچه ان شب
دیدم که باران کوچه را سیراب کرده 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 18:11  توسط زهرا   | 

شعری از پدرم :

لله الحمد نشد عمر به باطل سپری
علوی مذهبم و شیعه ی اثنی عشری

روز هم بی مدد آل علی ظلمانی است
یا علی بر شب ما به ز هزاران قمری

در ره منزل مقصود که صدها خطر است
به جز از آل علی نیست مرا همسفری

نکشم دست توسل ز تو ای منبع فیض
یا علی لوء لوء و مرجانی و درّ و گهری

خانه ی آل علی خانه ی مقصود من است
نروم از در این خانه به جای دگری

علی ای اوج هنرمندی خلاق جهان
خلق ناکرده خداوند به مثلت اثری

یا علی ماهتر از ماه جهان آرایی
مثل تو ماهرخی هیچ ندیده بصری

هرکه نشناخت تو را عمر گران کرد تلف
عمر او طی شده در گمرهی و بی خبری

از ازل تا به ابد مهر تو اندر دل ماست
یا علی جان مددی گوشه ی چشمی نظری
  

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/04ساعت 10:44  توسط زهرا   | 

به نام او...
سلام خوشحالم که برگشتم...اما اول بذارین جواب یه ادمو بدم...
اولا اقا یا خانم اب وب من برای ادمایی مثل شما نیست دوما یه ادرس بذارین که من حرفاتونو اونجا بجوابم سوما شما چون کنکور قبول نشدی عقده شده تو دلت حال دیگرانو بگیری.هنوزم میگم جامعه از وجود ادمایی مثل شما که فقط میخواین بخندین رنج میبره ....
و اما دوستای گل کلبه مثل همیشخ دوستتون دارم وااااااااااایییییییی جیگرتونو چندتا شعر عاشورایی داشتم یادم رفت بیارم حالا وقتی اومدم سایت مدرسه رو اپ کنم میارم....بوووووووووووووووووس
+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/25ساعت 16:54  توسط زهرا   | 

به نام او...
یادتونه گفتم تو غم خیلی خوب مینویسم ؟؟خب شاید مردم. دلیلشو بعضیا میدونن.ولی خدایی حلال کنین.قراره برم زیر دست دکترا.و اما شعر غم:
تو ی اسمون دوباره
لکه ابر پاره پاره
اونه که میخواد بباره
اخه اون نداره چاره
شاید اون یه غصه داره
از گلی که بی بهاره
ولی اون که گل نداره
شاید اون باشه ستاره
.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/21ساعت 17:37  توسط زهرا   | 

سلام اومدم دنبال راهنمایی اگه یکی رو دوسش داشته باشین ولی اون بهتون بگه اگه اونو دوست دارین باید به خاطرش قید کارتون رو بزنین چیکار میکنین.کاری که با بدبختی بهش رسیدین و خیلی دوسش دارین و از بچگی ارزوتون بوده.به خاطر کسی که واقعا عاشقشین؟؟تو رو خدا بگین من چیکار کنم.
+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13ساعت 12:17  توسط زهرا   | 

شعر جدید:اندکی صبر نما شاید این صبر شود مونس تنهایی من در زمانی که گلی از چمنی میروید.بوووووووووووووس واسه با جنبه هاش نه اونا که میگن به قول حافظ این چنین پرده بر انداخته ای یعنی چه.اهنگ جدیدم از یه جا دزدیدم چطوره؟؟
+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/06ساعت 17:18  توسط زهرا   | 

زیارتم قبول.قبول حق.خوش گذشت جای هیچکسم خالی نبود اخه اتاقمون تو هتل خیلی کوچیک بود....یه خانواده ی سه نفره اخه اتاق بزرگ میخواد چیکار.؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 10:20  توسط زهرا   | 

عازم مشهدیم.فردا تولد وبلاگمه یک سالگیت مبارک عزیزم.۱۰ روز قراره مشهد بمونیم جای همتون زیارت میکنم.دوستتون دارم فعلا بابای.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/13ساعت 17:52  توسط زهرا   | 

سلام ديشب تو ماشين مشاعره بازي ميكرديم با نون اومد بلد نبودم هيچي يهو يه شعر از خودم سرودم:
نگاه كردمو ديدم كه يار من زيباست
ميان ان همه گل گلعذار من تنهاست
ادامش رو بعد ميگم به قول معروف احتياج به سزارین ادبی دارم...
       

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/09ساعت 11:54  توسط زهرا   | 

سلام عذر میخوام که دیر به دیر میام.یه تک بیتی اون شب تو خونه ی عموم اینا سروده شد حیفم اومد ننویسم .
رنگ چشمان مرا از چه سیه میبینی ؟؟
نکند باز دلت قصد جدایی دارد؟؟

کنایه از عزادار بودن چشمامه.اون شب که این تک بیتی رو گفتم شب بدی بود یکی که خیلی دوسش داشتم داشت میرفت .ولی نرفت یه جوری رفت که خداحافظی رو هم ببینم .فرداش رفت.
این هم یه مصرعه که قافیه واسش پیدا نکردم شما مصرع بعدش رو بگین....
ز هجر روی تو امشب تا سحر ستاره میشمرم.....
نیمه ی شعبان هم مبارک....
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/06ساعت 10:30  توسط زهرا   |